کد خبر: 1343339
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
غلامرضا صادقیان

دور تازه‌ی مذاکرات میان ایران و امریکا با عبارت پیش‌بینی‌پذیر «به خانه بازمی‌گردیم»، پایان یافت. با علم و تجربه می‌دانیم که امریکا از ما «تسلیم» محض می‌خواهد. اما این‌که می‌داند در مذاکره به این خواسته نمی‌رسد، ولی باز هم مذاکره را می‌پذیرد، خودش یعنی به کمتر از تسلیم محض و کمتر از جنگ هم فکر می‌کند، وگرنه نیازی به مذاکره‌ای که انتهای آن تسلیم‌ناپذیری ایران باشد و امریکا هم آن را بداند، نبود؛ و این یعنی مؤلفه‌های قدرت ایران را می‌پذیرد، هرچند بر زبان نمی‌آورد یا عکس آن را می‌گوید. شاید اصل مذاکره هم برای ارزیابی همین مؤلفه‌های قدرت باشد. اگر چنین باشد معلوم می‌شود که برخی پیشنهاد‌های فعالان سیاسی به دولت و حکومت، چقدر ساده‌انگارانه و بازی در زمین دشمن است.

از میان واکنش‌های داخلی به موضوع مذاکره، واکنش کسانی که از رئیس‌جمهور می‌خواهند سه‌سوته کار را تمام کند، عجیب‌تر است. اینها کسانی هستند که همیشه تمامی گناه را بر گردن خودی می‌اندازند و از واقعیت طفره می‌روند. آقای کرباسچی از همان‌هاست که او را نمونه و مصداق دیگران می‌گیرم. او در طفره‌روی از واقعیت سابقه‌دار است. در زمان دادگاهش در دهه‌ی هفتاد هم که من خبرنگار آن جلسه بودم، آن‌قدر طفره می‌رفت که آقای اژه‌ای قاضی دادگاه مرتب به او می‌گفت «آقای کرباسچی طفره نروید، به سؤالات پاسخ دهید»! او به رئیس‌جمهور گفته است «بیست سال است که بر سر مسئله‌ی هسته‌ای با دنیا جر و بحث می‌کنیم. مذاکرات برای مردم کسل‌کننده شده است. خواست مردم پایان دادن به تنش‌های فرساینده است». ظاهراً آقایان گمان می‌کنند طرف مقابل در مذاکرات می‌گوید «بیایید زود برویم سر اصل مطلب و کار را تمام کنیم» و این طرف ایرانی است که موضوع را کش می‌دهد. هرچند اظهارات این دسته از افراد هیچ‌گاه با صداقت همراه نبوده است، اما بعید است یک‌بار شنیده باشند که مذاکرات چگونه آغاز و چگونه تمام می‌شود. گاهی اهالی دو روستا دعوایی جزئی دارند که پنجاه سال بدون حل باقی می‌ماند. حالا طرف مذاکره، هشت ماه پیش با حمله به ما، خسارت سنگین مادی و انسانی وارد کرده است. سپس این اواخر جنگ شهری دیگری را با افتخار مدیریت کرده و هر روز به آن اقرار دوباره دارد. دو دهه و بیشتر است که اقتصاد ایران را تحریم عظیم کرده است و وزیر خزانه‌داری‌اش دیروز گفته است «ما با تحریم و کمبود دلار در ایران زمینه اغتشاشات اخیر را ایجاد کردیم». دشمنی امریکا با ایران از حد گذشته و دعوای دو روستا نیست. بعد آقایان از طرف ایرانی می‌خواهند یک کلمه بگوید و خلاص! و این یعنی بگوید بله تسلیم می‌شویم، زیرا طرف مقابل به کلمه‌ی دیگری قانع نیست.

برخی هم می‌گویند چرا «مذاکرات غیرمستقیم»؟ و آن را مسخره‌بازی می‌دانند. این یک سنت انسانی است. گاهی دو فامیل که با هم نزاع مختصری داشته‌اند، در خانه‌ی دوست یا فامیل برای رفع نزاع جمع می‌شوند، اما با هم حرف نمی‌زنند و مرتب به میانجی می‌گویند «بگو...». با آنکه شاید کاملاً کنار هم نشسته باشند. خود امریکایی‌ها اول کسانی بودند که بعد از اشغال سفارت، هرگونه ارتباط را قطع کردند و ارتباط مجدد را پیچاندند. حالا اگر معاون‌اول ترامپ گفته مشکل اینجاست که ما نمی‌توانیم مستقیماً با رهبر عالی ایران گفت‌و‌گو کنیم، باید آن را بهانه‌ای گمراه‌کننده تلقی کرد. اوباما در زمان خودش نامه‌نگاری کرد و جواب شنید. ولی بعداً اظهار پشیمانی کرد که چرا پشت آشوب ۸۸ درنیامده است. این دشمنی ریشه‌دار و ماهیتی و ایدئولوژیک است. امریکا ایدئولوژی خودش را دارد و هیچ واقعه‌ای در جهان نمی‌تواند امریکا را از آن ایده عدول دهد. نام نظام‌شان لیبرال‌دموکراسی است ولی برای مذاکره با یک دشمن خارجی وزیرخارجه نظام دموکراتیک خود را نمی‌فرستند، یک املاکی یهودی و داماد رئیس‌جمهور را می‌فرستند! انگار قبیله جاهلی می‌خواهد مذاکره کند.

ممکن است پرسیده شود اگر این حرف‌ها درست است، چرا ما برای مذاکره حاضر می‌شویم؟! اول برای غلبه بر پروپاگاندای دشمن که ما را مذاکره‌گریز و جنگ‌طلب معرفی نکند؛ و دوم، برای نشان‌دادن تصمیم قاطع خودمان به رویارویی با تمامی گزینه‌ها که همان نشان‌دادن مؤلفه‌های قدرت ایران است.

پس آیا هیچ امیدی به نتیجه‌ای که مثلاً رفع تحریم‌ها یا ترک خصومت در آن باشد، نیست؟ چنین قطعیتی حتی در ریاضیات نیست چه رسد به علوم سیاسی که یک علم انسانی و وابسته به شاخصه‌های بی‌شمار است که هرگونه پیش‌بینی‌پذیری را غیرممکن می‌کند. به‌ویژه وقتی طرف مقابل در جهان به هرهری‌مذهبی شهره است و افسارش در دست دیگران است که پایان خصومت برای آنان معنی ندارد. کسانی که یکی از دو احتمال مساوی (جنگ یا غیرجنگ) را پیش‌بینی می‌کنند، و بعد به تحقق پیش‌بینی خود می‌بالند، به نادانی خود از اصول علمی پیش‌بینی‌ها اعتراف کرده‌اند، نه به هوش سرشار خود.

مذاکرات پیش‌رو نیز که کمترین امید را در میان ناظران برانگیخته است، به هیچ طریقی پیش‌بینی‌پذیر نیست. اما به ما گفته‌اند «برای انسان هیچ چیز جز آنچه با تلاش خود به آن می‌رسد نیست». و، چون ما در وسط یک جهاد هستیم، تحقق آرمان‌های‌مان نزدیک است.

| سردبیر

برچسب ها: ایران ، امریکا ، مذاکرات
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار